
رسول خدا (ص) می فرمایند:
ای مردمان، به راستی که علی از من است. فرزندانش فرزندان منند و او همسر حبیبه من است. امرش امر من است و نهی او نهی من. ای مردمان، بر شما باد اطاعت و فرمانبرداری او و دوری از نا فرمانی او. ای مردمان به راستی که علی صدیق(راستگو) و فاروق (جداکننده حق از باطل) این امت است.
بحارالانوار 38 / 93 ح 7
رسول خدا (ص) به علی (ع) فرمود:
تو اساس و رکن ایمانی و تو چراغ تاریکی هایی و تو جایگاه نور هدایتی و تو برای مردم دنیا پرچم برافراشته ای. هرکه تو را پیروی کرد نجات یافت و هرکه از تو سزپیچی کرد، هلاک شد.
بحارالانوار 38 / 100 ح 20
رسول خدا (ص) می فرمایند:
ای حذیفه، به راستی که خجت خدا بر شما پس از من علی بن ابی طالب است. کفر به او، کفر به خدا و شرک به او، شرک به خدا و شک در او، شک در خداست. سرپیچی از او ، سرپیچی از خدا و انکار او انکار خدا و ایمان به او، ایمان به خداست.
بحارالانوار 38 / 97 ح 14
رسول خدا (ص) می فرمایند:
بر عرش نوشته شده است خدایی جز الله نیست، محمد پیامبر رحمت است و علی به پا دارنده حجت. هر که حق علی را بشناسد، پاک و پاکیزه می گردد و هر کس حقش را انکار ند، از رحمت دور می گردد و نا امید و دست خالی می شود.
بحارالانوار 27 / 10 ح 22
رسول خدا (ص) به علی (ع) فرمود:
جز حلال زاده تو را دوست نمی دارد و جز حرام زاده تو را دشمن نمی دارد. خدای عزوجل هیچ گاه مرا به آسمان فرا نبرد و با من سخن نگفت، جز آن که به من فرمود :"ای محمد! به علی از جانب من سلام ده و او را آگاه کن که او امام و پیشوای من و نور اهل طاعت من است" ای علی، ان کرامت بر تو گوارا باد.
بحارالانوار 38 / 100 ح 20
رسول خدا (ص) می فرمایند:
به یقین فرشتگان به محبت او-علی(ع)- به خداوند تقرب می جویند.
بحارالانوار 39 / 93 ح 1
رسول خدا (ص) به علی (ع) فرمود:
ای ابوالحسن، هر که به زبان و قلبش تو را دوست بدارد و به دستش تو را یاری کند، به راستی که ایمان را کامل کرده است. یا علی، سوگند به آن که مرا به حق برگزید، اگر زمینیان تو را چون آسمانیان دوست می داشتند، هیچ کس به آتش عذاب نمی شد.
بحارالانوار 27 / 77 ح 8
رسول خدا (ص) به علی (ع) فرمود:
مهر تو در قلب مؤمنی نمی نشیند جز آنکه هر گاه یک گامش بر صراط لغزد، گلم دیگرش استوار شود، تا این که خداوند عزوجل او را به محبت تو در بهشت در آورد.
بحارالانوار 27 / 77 ح 8
رسول خدا (ص) به علی (ع) فرمود:
ای ابوالحسن، مثل تو در امت من مثل سوره توحید است. هر که آن را یک بار بخواند، یک سوم قرآن را خوانده و هر کس آن را دو بار بخواند، دو سوم قرآن را خوانده و هرکس سه بار بخواند، قرآن را ختم کرده است. پس هر که تو را به زبانش دوست بدارد، یک سوم ایمانش کامل شده و هر که تو را به زبان و قلبش دوست بدارد، دو سوم ایمانش کامل شده و هر که تو را به زبان و قلبش دوست دارد و به دستش یاری ات کند، ایمانش را کامل کرده است... و من هر روز سه بار سوره توحید را می خوانم.
بحارالانوار 22 / 317 ح 2
علی بن ابی طالب (ع) فرمودند: رسول خدا (ص) دست حسن و حسین علیهماالسلام را گرفت و فرمود:
هر که این دو و پدرشان و مادرشان را دوست بدارد، روز قیامت با من و در درجه من است.
بحارالانوار 37 / 37 ح 5
و
مولا...
ما ز بالاییم و بالا می رویم
ما ز دریاییم و دریا می روم....
مددی مولا...
اللهم عجل لولیک الفرج
ادامه دارد...
رسول خدا (ص) می فرمایند:
خداوند بلند مرتبه برای برادرم علی بن ابی طالب (ع) فضایلی قرار داده که از شدت بسیاری؛ به شماره در نمی آید. هر که فضیلتی از فضایل او را بخواند و به آن اقرار داشته باشد، خداوند از گناهان گذشته و آینده او در می گذرد و هر که یکی از فضایلش را بنویسد، تا آنگاه که اثری از آن نوشته باقی باشد، فرشتگان پیوسته برایش استغفار می کنند و هر که فضیلتی از فضایل او را بشنود، خداوند آن دسته از گناهانش را که از راه گوش کسب کرده، می بخشاید و هرکه به نوشته ای از فضایل او نظر افکند، خداوند گناهان چشم او را می آمرزد.
سپس فرمود: نگاه کردن به علی بن ابیطالب (ع) عبادت است و خداوند ایمان هیچ بنده ای را نمی پذیرد جز به ولایت او و برایت از دشمنان او.
بحار الانوار( 26/229 ح10 )
رسول خدا (ص) می فرمایند:
اگر باغها قلم شوند و دریا مرکب شود و جنیان حسابگری کنند و آدمیان بنویسند، نمی توانند فضایل علی بن ابیطالب راجمع آوری و بر شمرند.
بحارالانوار( 40 / 49 ح 85 )
رسول خدا (ص) به حضرت علی (ع) فرمود:
{در هنگام وحی} هر آنچه را که من می شنوم، تو نیز می شنوی و هر آنچه را که من می بینمف تو نیز می بینی، {تفاوت من و تو} تنها در اینست که تو پیامبر نیستی؛ اما تو وزیر هستی.
بحارالانوار( 14 / 475 ح 37 )
نهج البلاغه خطبه 192
رسول خدا (ص) می فرمایند:
ای علی، جز من و تو کسی خداوند را نشناخت و جز خداوند و تو کسی مرا نشناخت و جز خداوند و من کسی تو را نشناخت.
تاویل الایات الظاهره / 227
رسول خدا (ص) می فرمایند:
ای علی تو صاحب حوض من و صاحب پرچم من هستی و ادا کننده وعده های من و حبیب قلب منی و وارث علم منی. میراث پیامبران نزد توست و تو امین خداوند در زمین و حجت خدا بر آفریدگانش هستی.
بحارالانوار 38 / 100 ح 20
امام باقر (ع) از پدرش، از جدش (ع) نقل می کند که:
آنگاه که آیه ( و همه چیز را در امامی آشکار گرد آوردیم) بر رسول خدا (ص) نازل شد، امیرالمومنین (ع) وارد شد. رسول خدا (ص) فرمود: این همو است؛ به درستی که او همان امامی است که خداوند تبارک و تعالی علم همه چیز را در او گرد آورده است.
بحارالانوار 35 / 427 ح 2
رسول خدا (ص) می فرمایند:
ای علی، هر که تو را بکشد، به تحقیق مرا کشته است و هر که تو را دشمن دارد، مرا دشمن داشته و هر که تو را دشنام گوید؛ یقینا مرا دشنام گفته؛ چرا که تو در نزد من، همانند خود من هستی. روح تو از روح من و گل وجودت از خمیره من است.
بحارالانوار 42 / 190 ح 1
رسول خدا (ص) می فرمایند:
ای ابوذر، اگر علی نبود، حق از باطل و مومن از کافر مشخص نمی شد و خدا عبادت نمی شد.
بحارالانوار 40 / 55 ح 90
رسول خدا (ص) به علی (ع) فرمود:
پس تو ای علی، در آسمان امیرالم.منین هستی. تو ای علی، در زمین امیر مومنانی. بعد از من، جز کافر بر تو پیشی نمی گیرد و بعد از من، جز کافر از تو سر پیچی نمی کند.
بحارالانوار 37 / 307 ح 39
ماه رجب آمد...
باز عید آمد و ما مستیم...
دل و دین و عقل و هوشم
همه را به باد دادی
ز کدام باده ساقی به من خراب دادی؟!
ساقی خمار آلودم...
بگشا در میخانه را
قربان چشم مست تو
لبریز کن پیمانه را
این مستم کردی ای ساقی
من ساقر به دست
یا مده می یا مرا کن چون چشم خود مست مست
کاش دیگر دست من گیری که افتادم ز پای
کاش دست ار ناز برداری که من رفتم ز دست
ساقی...
یا علی ادرکنی.
اللهم عجل لولیک الفرج
ادامه دارد...
سلام دوستان...
متاسفانه یک مدت کم بهره ام از بودن در کنار شما...
یه وصیت:
هر وقت دلهای مهربونتون گرفت...
دعای فرج را زمزمه کنید!
این را تقدیم می کنم به تمامی دوستان گلم:
عشق ایمان است و آنکه ایمانش کم است از عشق بهره چندانی نخواهد داشت.
آنها که عشق را شناختند بیدارانی هستند که از میان انبوه خفتگان سر بلند کرده
راه یافته و فروغی از حقیقت لایزال را عیان دیده و به آم پی بردند.عشق یک آرزوی
زیستن و پذیرفتن زندگی به صورت موهبتی عظیم است که به ما توانایی ایثار و
بخشایش می دهد.
یا علی...
در پناه حق.
و اما کلام آخر:
ما مرتضوی ذات و فاطمی سرشتیم
جملگی گدایان خاتون بهشتیم
برجبهه ی ما نقش است این مهر وفا داری
بر سینه ی ما نازل آیت هواداری
تنها شود ار بی سر بر زمین نمی آید
از دست و دل شیعه بیرق عزاداری
ای کاش که مادربا دشمن تو بستیزم
گر مرده بدم از گور با عشق تو برخیزم
سوزم تن خصمت را با آتش بیزاری
خاکستر شومش را در یم فنا ریزم
ظلمت شب دنیا تا ابد نخواهد شد
جز به مهر حق روشن می شود.نخواهد شد؟
گر بیابد آن خورشید در سپهر بی پایان
نجم بخت دشمن دیگر رصد نخواهد شد
القصه که ای باران ما بی تو کویریم
در بند وغل قحطی تا ابد اسیریم
مابسته به زنجیر طاعت خداییم
ما نیزه وشمشیر پور مرتضاییم
اینست که پیغمبر نه تنها به نشانه محبت پدری بلکه همچون یک وظیفه یک ماموریت خطیر از فاطمه تجلیل می کند و این چنین نیز او سخن می گوید:
بهترین زنان جهان چهار تن اند: مریم آسیه خدیجه و فاطمه
الله از خشنودی ات خشنود می شود و از خشمت به خشم می آید.
خشنودی فاطمه خشنودی منست. خشم او خشم من. هر که دخترم فاطمه را دوست بدارد مرا دوست می دارد و هرکه فاطمه را خشنود سازد مرا خشنود ساخته است و هر که فاطمه را خشمگین کند مرا خشمگین کرده است.
فاطمه پاره تن منست. هر که او را بیازارد مرا آزرده است و هرکه مرا بیازارد خدا را آزرده است...
این همه تکرار چرا؟ چرا پیغمبر اصرار دارد که این همه از دختر کوچکش ستایش کند؟ چرا اصرار دارد که در برابر مردم او را بستاید و همه را از محبت استثنایی اش به وی آگاه سازد؟ و بلاخره چرا این همه بر خشم و خشنودی فاطمه تکیه می کند و این کلمه آزردن را چرا درباره او این همه تکرار می کند؟
فاطمه فاطمه است/دکتر علی شریعتی ص۷۶
جابر بن عبدالله انصاری گوید:
به حضرت باقر (ع) عرض کردم: فدایت شوم یابن رسوال الله برای من حدیثی در فضیلت جده ات فاطمه زهرا (ع) بفرمایید تا هنگامی که برای شیعیان آنرا بیان کنم خوشحال گردند پس امام باقر (ع) فرمودند: پدرم و او از جدم و او از رسول الله (ص) نقل می فرمودند:
در روز قیامت برای انبیا و رسل منبر هایی از نور بر پا می شود و منبر من در مقایسه همه آنان بلندتر است. آنگاه خدای عزوجل فرماید خطبه بخوان. پس خطبه ای بخوانم که احدی از انبیا و رسل مانند آنرا نشنیده است. سپس برای اوصیا نیز منبر هایی از نور برافراشته می شود در میان آن منبر ها منبری برای وصی من علی بن ابیطالب(ع) نصب می گردد که از همه آن منابر بلندتر است پس پروردگار به وی فرماید: یا علی خطبه بخوان. پس خطبه ای می خواند که احدی از اوصیا مانند آنرا نشنیده است. سپس برای فرزندان انبیا و رسل منبر هایی از نور نصب می گردد پس برای دو فرزند و نوه و دو ریحانه ایام حیاتم (حسن(ع) و حسین(ع)) منبری برپا می شود و به آنان گفته می شود خطبه بخوانند و آن دو خطبه هایی می خوانند که هیچیک از فرزندان انبیا و رسل مانند آنها را نشنیده است.
آنگاه:
منادی که جبرییل است ندا در می دهد؛ فاطمه(س) دختر محمد(ص) کجاست؟
پس فاطمه(س) بر پا می خیزد تا اینکه فرمود خدای تبارک و تعالی می فرماید: ای اهل مجمع و محشر کرامت و بزرگواری امروز از آن کیست؟ محمد و علی و حسن وحسین عرض می کنند: برای خدای واحد قهار. خدای تعالی آنگاه فرماید: ای اهل جمع و صحرای محشر من امروز کرامت و بزرگی را برای محمد و علی و حسن وحسین قرار دادم. ای اهل جمع و محشر، سر ها را پایین افکنده و چشم ها را ببندید. این فاطمه است که به سوی بهشت می رود. آنگاه جبرییل شتری از شتران بهشت می آورد در حالی که دو طرفش را دیباج آویزان کرده اند و مهار شتر را گرفته تا صدیقه طاهره (س) بر آن سوار می شوند و خدای متعال صد هزار فرشته در طرف راست و صد هزار فرشته را در طرف چپ؛ وی را روی بالهای خود سوار کنند و حمل نمایند تا ایشان را به در بهشت برسانند. وقتی به در بهشت می رسند، حضرتش می ایستند. خدای تعالی می فرمایند: ای دخت حبیب من چرا توقف کردی و حال آنکه من ترا امر کرده بودم به بهشت من بروی ؟
حضرت صدیقه (س) عرض می کنند: پروردگارا دوست می دارم که ارزش و قدر و قیمت من در مثل چنین روزی شناخته گردد.
پروردگار می فرماید: ای دخت حبیب من، برگرد و بنگر هرکه در قلبش محبت تو و یا محبت یکی از فرزندان تو باشد؛ دستش را بگیر و او را داخل بهشت نما.
آنگاه حضرت باقر (ع) فرمودند: والله ای جابر در آن روز حضرت؛ شیعیان و دوستانش را بر می گزیند و انتخاب می کند همانگونه که پرنده دانه نیکو را از دانه بد جدا می کند.
وقتی که شیعیان سیده زنان دو عالم با آن بزرگوار نزدیک در بهشت می رسند؛ خدای تعالی در قلب آنان چنین می افکند که در آنجا بایستند. وقتی که می ایستند، خدای تعالی می فرماید: ای دوستان من توقف شما برای چیست و حال آنکه فاطمه دخت حبیب من شفاعت شما را نموده است.
پاسخ دهند: پروردگارا ما دوست داریم که در چنین روزی ارزش و منزلتمان شناخته گردد.
خدای تعالی فرماید: ای دوستان من بر گردید و ببینید که چه کسی شما را دوست می داشت به خاطر آنکه شما فاطمه را دوست می داشتید؟ و چه کسی به شما به خاطر دوستی فاطمه زهرا، غذا داد و چه کسی شما را به خاطر دوست داشتن فاطمه لباس پوشانید و یا چه کسی به شما به خاطر دوستی فاطمه شربتی نوشانید؟ و چخ کسی به خاطر فاطمه و دوستی فاطمه غیبت غیبت کننده ای را از شما رد کرد؟ پس دستش را بگیرید و او را وارد بهشت نمایید.
بحارالانوار ج8/ص51
قرار بود: دیگه ننویسم تا زیبایی احادیث رو با نوشته های کودکانم خراب نکنم.
ولی، فقط چند خط
می دونم باعث سر افکندگی شمام...
به خدا گفتم: من رو از این دنیا ببره... وجود متعفن من همه رو اذیت می کنه...
به قول استاد عزیزم رضا فروردین:
"من در تاریکی رشد می کنم...
آب خودمم...
خاک خودمم...
نور خودمم..."
یه بنده خدایی به من ایراد گرفت.
بهش گفتم که ماجرای من و شما، ماجرای موسی و شبانه...
و من هیچی از شما نمی دونم...
فقط ...
دوستتون دارم.
آیات درباره حضرت زهرا و اهل بیت علیهما السلام:
1. یا ایها الذین آمنوا اصبر و اوصابروا. (آل عمران/200)
2. یا ایها الناس اتقوا ربکم الذی خلقکم من نفس واحده. (نسا/1)
3. انا انزلنا التوریه هدی و نور. (مایده/44)
4. و بینهما حجاب و علی الاعراف رجال. (اعراف/46)
5. والذین یمسکولنا با الکتاب و اقاموالصلوه. (اعراف/17)
6. سلام علیکم بما صبرتم فنعم عقبی الدار. (رعد/24)
7. ولکل امه جعلنا منسکالیذکروااسم الله. (حج/34)
8. الذین اذا ذکرالله و جلت قلوبهم. (حج/35)
9. فمن ثقلت موازینه فاولیک هم المفلحون. (مومنون/102)
10. لا تجعلوا دعا الرسول بینکم کدعا بعضکم بعضا. (نور/63)
11. و ما ارسلنا قبلک من المرسلین الا انهم. (فرقان/20)
12. فات ذالقربی حقه و المسلمین و ابن اسبیل. (روم/38)
13. و جعلنا منهم ایمه یهدون بامرنا لما صبروا. (سجده/24)
14. و قرن فی بیوتکن و لا تبرجن تبرج الجاهلیه الولی. (احزاب/32)
15. ذلک الذی یبشر الله عباده الذین آمنوا. (شوری/23)
16. قل یا عبادی الذین اسرفو علی انفسهم. (زمر/53)
17. شوری/25.
18. شوری/24.
19. زخرف/28.
20. احقاف/15.
21. طور/21.
22. سوره الرحمن – طبق گفنه محمد بن العباس با چهار واسطه از امام صادق (ع) کلیه سوره الرحمن درباره اهل بیت نازل شده است.
23. ما اصاب من مصیبه فی الارض. (حدید/22)
24. لکیلا تا سوا علی ما فاتکم و لا تفرحوا. (حدید/23)
25. ما اف الله علی رسوله من اهل القری. (حشر/7)
26. ان الابرار یشرون من کاس. (دهر/5)
27. عینا یشرون من کاس. (دهر/6)
28. یوفون بالنذر. (دهر/7)
29. ویطعموا الطعام علی حبه. (دهر/8)
30. انما نطعمکم لوجه الله. (دهر/9)
31. و اذا الموده سیلت. (تکویر/8)
32. بای ذنب قتلت. (تکویر/32)
33. والاخره لک من الولی. (ضحی/4)
34. و لسوف یعطیک ربک فترضی. (ضحی/5)
و
35. انا اعطیناک الکوثر.
آیات فوق از کتاب شان نزول آیات، نوشته دکتر محمد باقر محقق می باشد.(1)
فمن حاجک فیه من بعد ما جاءک من العلم فقل تعالوا نذع ابناینا و ابنایکم و نساءنا و نساءکم و لنفسنا ثم بنتهل لعنة الله علی الکاذبین.(2)
پس هر کی با تو در مقلم مجادله بآید درباره عیسی پس ار آن که به وحی خدا بر احوال آو آگاه شدی، بگو که بیایید ما و شما با فرزندان و زنان خود با هم به مباهله برخیزیم (3) تا دروغگو و کافران را به لعن و عذاب گرفتار سازیم.
منظور از ابناینا حسن و حسین و انساءنا فاطمه زهرا و ار انفسنا حضرت علی می باشد.(4)
و ابن حجر اضافه می کند که علی در روز شوری احتجاج کرد با مخالفین و گفت : شما را به خدا قسم آیا یاد دارید که پیغمبر فرمود:
فرزندان من حسن و حسین و زنان من فاطمه و نفس من علی می باشد. همه گفتند : آری.(5)
پینوشته ها:
1. فاطمه (س)- گلواژه نبوت.
2. آل عمران. آیه 61.
3. یعنی در حق یکدیگر نفرین کرده و در دعا و اتجاء به درگاه خدا اصرار کنیم تا دروغگو و کافران را به لعن و عذاب خدا گرفتار سازیم.
4. واقدی در اسباب نزول از جابر بن عبدالله شعبی در تفسیر این آیه .
5. الکلمه الفراص 2.
مدارك و اسناد... از كتب اهل سنت
ابومحمدعبدا.. بن مسلم بن قتیبه دینوری در گذشته سال 276 هجری در کتاب خود بنام الامامه و السیاسه چاپ مصر- جلد1 صفحه 13 با ذکر سند می گوید:
... پس از چندی که گذشت عمر به ابوبکر گفت: بیا تا نزد فاطمه (س) برویم؛ چرا که ما او را به غضب در آوردیم.
پس به اتفاق یکدیگر نزد فاطمه (س) رفته و از او اجازه ورود گرفتند لکن فاطمه (س) به آنها اجازه ورود نداد ناچار نزد علی(ع) آمده و با او سخن گفتند تا آنکه آنها را بر فاطمه (س) وارد کرد.
پس همین که آندو نزد فاطمه(س) نشستند؛ فاطمه صورت خود را به دیوار برگرداند. در این هنگام آندو به او سلام کردند لکن جواب سلامشان را نداد؛ لذا ابوبکر شروع به سخن کرده و گفت:
ای حبیبه رسول خدا آیا ما در مورد ارث پیامبر و همچنین در مورد شوهرت تو را به غضب در آوردیم؟
فاطمه(س) گفت: چه می شود تو را که اهل و خانواده ات از تو ارث ببرند لکن ما از محمد(ص) ارث نبریم؟!
سپس فاطمه گفت: پایا اگر حدیثی از پیامبر را به یاد شما بیاورم قبول می کنید و به آن اعتقاد پیدا می کنید؟
عمر و ابوبکر گفتند: آری!
پس فاطمه گفت: شما را به خدا قسم آیا از پیامبر نشنیدید که می گفت: ((رضایت فاطمه؛ رضایت من و غضب فاطمه، غضب من است. پس هر کس فاطمه دختر مرا دوست بدارد همانا مرا دوست داشته و هر کس فاطمه را راضی کند مرا راضی کرده است و هر کس فاطمه را به غضب در آورد همانا مرا به غضب درآورده است!))
عمر و ابوبکر گفتند: آری! شنیدیم از پیامبر(ص).
فاطمه گفت: پس همانا من ، خداوند را شاهد می گیرم که شما دو نفر مرا به سخط و غضب درآوردید و مرا راضی نکردید و هرگاه پیامبر را ملاقات کنم از شما دو نفر به او شکایت خواهم کرد...
در این هنگام ابوبکر شروع به گریه کرد در حالی که فاطمه(س) می گفت:
بخدا قسم! تو را در هر نمازی که بخوانم نفرین خواهم کرد.
...
ابی الفتح محمد بن عبداکریم بن اب بکر احمد شهرستانی در گذشته سال 548 هجری در کتاب خود بنام الملل و النحل چاپ بیروت 1402 هجری جلد اول صفحه 57 می گوید:
نظام – ابراهیم بن سیار بن هانی معتزلی از روسای مذهب معتزله- گفته است:
... همانا چنان ضربه ای به شکم فاطمه (س) در روز بیعت زد که فازمه (س) جنین خود را از شکم انداخت...
...
همچنین یعقوبی در تاریخ خود جلد دوم صفحه 137 تحت عنوان ایام ابی بکر – دوران حکومتی ابوبکر – می گوید:
زمانی که ابوبکر مریض شد، در همان مرضی که مرد؛ عبدالرحن بن عوف به عیادت او رفته و از او پرسید: ای خلیفه پیامبر. حالت چگونه است؟
ابوبکر گفت: همانا من بر هیچ چیز تاسف نمی خورم جز:
ای کاش قلاده حکومت را به گردن نبنداخته بودم...
ای کاش خانه فاطمه را تفتیش نکرده و مورد هجوم آن عده قرار نداده بودم. آگر چه با من اعلان جنگ می کردند.
مدارك و اسناد... از كتب اهل سنت
عمر رضا كحاله از علماي اهل سنت،(معاصر) در كتاب خود بنام اعلام النسا چاپ پنجمبيروت سال 1404 قسمت حرف فا، فاطمه بنت محمد(ص) با ذكر سند مي گويد:
تا آنکه ابوبکر از عده ای که از بیعت با او سر باز زده و تخلف کرده بودند و نزد علی بن ابی طالب (ع) جمع شده بودند – مانند عباس و زبیر و سعد بن عباده – سوال کرد؛ آنها در خانه فاطمه(س) از یعت با ابوبکر باز نشسته بودند. پس ابوبکر؛ عمربن خطاب را بسوی آنان فرستاد.
عمر روانه منزل فاطمه (س) شده و فریاد کشید ( و آنان را به خارج از خانه جهت بیعت فرا خواند) آنان از بیرون آمدن از خانه ممانعت ورزیدند، در این هنگام عمر هیزم طلبیده و گفت: قسم به آنکس که جان من در دست اوست یا از خانه خارج شوید یا آنکه خانه را بر اهلش به آتش می کشم!
شخصی به عمر گفت: ای ابا حفض در این خانه فاطمه است!
عمر گفت: اگر چه فاطمه باشد(به آتش می کشم)!
...
ذهبی مورخ مشهور در گذشته سال 748 هجری در کتاب خود بنام لسان المیزان جلد اول صفحه 268-شماره 824 تحت عنوان احمد با ذکر سند می گوید:
محمد بن احمد حماد کوفی(از حافظین حدیث اهل سنت) گفته است:
بدون شک عمر چنان لگدی به فاطمه(س) زد که محسن از او سقط شد.
...
ابو محمد عبدا... بن مسلم بن قتیبه دینوری (معروف به ابن قتیبه) در گذشته سال 276 هجری در کتاب خود به نام الامامه و السیاسه جلد اول صفحه 12 چاپ سوم؛ چاپ مصر؛ دو جلد در یک مجلد؛ تحت عنوان کیف کانت بیعه علی ن ابی طالب کرم ا.. وجهه با ذکر سند از عبدا.. بن عبد الرحمن انصاری روایت کرده که گفت:
همانا روزی ابوبکر از عده ای که از بیعت با او سرپیچی کرده و نزد علی جمع شده بودند سوال کرد. پس عمر را به دنبال آنها – که در خانه علی جمع شده بودن – فرستاد پس آنها از خارج شدن از خانه خودداری نمودند؛ در این هنگام عمر دستور داد که: هیزم حاضر کنید و خطاب به اهل خانه کفت:
قسم به آنکس که جان عمر در دسا اوست! باید خارج شوید و الا خانه را با اهلش به آتش می کشم.
شخصی به عمر گفت: ای ابا حفض! آیا می دانی فاطمه در این خانه است؟!
عمر گفت: اگرچه فاطمه در خانه باشد!
...
ادامه دارد...
مدارك و اسناد... از كتب اهل سنت
ابن ابي الحديد معتزلي در شرح خود جلد بيستم صفحه 16 و 17 تحت عنوان (ايراد كلام ابي المعالي الجويني في امر الصحابه و الرد عليه) - نقل اعتراضات ابي المعالي جويني در امور صحابه و رد بر آن -
به نقل از ابي المعالي جويني مي گويد:
اگر گفته شود كه:
خانه فاطمه(س) مورد هجوم واقع شد و صيانتش شكسته شد به خاطر حفظ اسلام و يه خاطر جلوگيري از تفرقه ميان مسلمانان چرا كه مسلمانان آن زمان از دين بر مي گشتند و دست از اطاعت بر مي داشتند.
در جواب گفته مي شود كه:
همين كلام و جواب را بدهيد آنجا كه: در جنگ جمل-هودج عايشه- مورد هتك واقع شد (چرا كه عايشه عليه خليفه رسمي مسلملنان قيام كرد) و هودج او را مورد حمله قرار گرفت تا آنكه ريسمان اطاعت پاره نشود و اجتماع مسلمين ازهم نپاشد و خون مسلمانان به هدر نرود...
پس وقتي كه جايز باشد حمله به خانه فاطكه(س) بخاطر امري كه هنوز واقع نشده بود، بدون شك جايز است حمله به هودج عايشه به خاطر امري كه واقع شده بود.
....
ابن شهر آشوب سروي (در گذشته سال 588 هجري) در كتاب المناقب خود جلد سوم صفحه 132 از كتاب المعارف ابن قتيبه دينوري(در گذشته سال 276 هجري) در بيان ذكر اولاد فاطمه (س) نقل مي كند:
فرزندان فاطمه(س) عبارتند از:
حسن ، حسين و زينب و ام كلثوم و همانا محسن از ضربه قنفذ عدوي كشته شد.
مولف گويد:
در چاپهاي امروزي كتاب معارف ابن قتيبه چنين آمده است كه: پس علي (،) داراي چند فرزند شد به نامهاي:
حسن و حسين و محسن و ام كلثوم كبري و زينب كبري؛ مادرشان فاطمه دختر رسول خدا(ص) بود لكن محسن ابن علي در سن كودكي به هلاكت رسيد!!!
...
احمد بن يحيي معروف به بلاذري (در گذشته سال 279 هجري) در كتاب خود بهنام انساب الاشراف چاپ مصر جلد اول صفحه 586 تحت عنوان امر السقيفه - گزارشي از سقيفه – حديث شمره 1184 مي گويد:
روايت كرده مدايني كه از سلمه بن محارب و او از سليمان تيمي و او از ابن عون كه گفت:
ابوبكر براي بيعت گرفتن از علي(ع) به دنبال وي فرستاد، پس علي(ع) بيعت نكرد.
در اين هنگان عمر با شعله اي آتش روانه خانه علي(ع) شد. فاطمه(س) در پشت درب با او مواجه شد و گفت: اي پسر خطاب! آيا تو را در حال آتش زدن خانه ام مي بينم؟!
عمر گفت: آري! و آنچنان به اين عمل مصر و محكم هستم چنانكه پدرت بر ديني كه آورده بود محكم بود!
...
همچنين بلاذري در همان كتاب، صفحه 587، حديث شماره 1188 مي گويد: روايت كرد براي من بكر بن هيثم كه عبد الرزاق براي او نقل كرده از معمر و او هم از كلبي و او هم از ابي صالح و او هم از ابن عباس كه گفت:
زماني كه علي(ع) از بيعت با ابوبكر خودداري نمود و در خانه كنارهگيري كرده بود، ابوبكر، عمر را به سوي علي(ع) فرستاد و به وي دستور داد: علي را با بدتربن صورت نزد من حاضر كن!
پس چون كه عمر نزد علي آمد بين آن دو سخناني رد و بدل شد.
علي(ع) گفت: اي عمر! بدوش كه نيمي از آن مال توست، بخدا قشم! آنچه امروز تو را چنين بر امارت و حكومت ابوبكر حريص كرده چيزي نيست جز آنكه فردا حكومت را به تو بسپارد.
- فعل امر دوشيدن - در اينجا حضرت علي خلافت را به شتري تشبيه نموده كه آنها به نا حق بر آن سوار شده و از شير و ديگر مزاياي آن بهره مي برند. ر.ك نهج البلاغه - خطبه سوم( شقشقيه).
...
ادامه دارد...